سيد جلال الدين آشتيانى
906
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
از رسل فايض مىگردد . اگر از اين مقام تجاوز نمايد ، و مشمول عنايات الهيه و مظهر مفاتيح غيب اوّليه و اسماء در حضرت واحديت گردد ، بمقام استخلاف تام و تمام و مقام اكمليت و كمال مطلق و مقام تمحض و تشكيك نائل آمده ، و بعد از سير در جميع اسماء و صفات و مظهريت تامه نسبت بشئون ذات خاتم نبوّت و رسالت و مرجع جميع انبياع و مرسلين مىگردد . اگر از اين مقام ، مختصر تنزلى داشته باشد ، خاتم و مرجع جميع اولياء مىشود . جميع اين مراتب و مقامات از مظاهر ولايت كليهء محمديه است . سرّ اين مطلب آنست كه ولى اسمى از اسماء الهيه ، سرّ مستتر مقنع به سرّ است . اول تجلى او در اولياء در كسوت آدم ابو البشر است و متدرجا به مقتضاى اسماء حاكم بر اولياء در انبياء ، يكى بعد از ديگرى ظهور مىنمايد . اين ظهورات از مراتب ، معناى ولايت عامه است كه بعيسى بن مريم « ع » منتقل مىشود و ولايت عامه به آن حضرت ختم مىگردد و به صورت ولايت مطلقه در حضرت ولايتمدار على عليه السلام تجلى مىنمايد ، و بعد از تجلى در ائمهء طاهرين ، يكى بعد از ديگرى با قيد اتصاف بجميع كمالات انبياء بوجود قائم آل محمد و مهدى موعود در آخر زمان ، روحى و جسمى فداه ، ختم مىشود . رواية و دراية جميع انبيا و اوليا از مظاهر خاتم رسل مىباشند . آن حقيقت كليه ، داراى اشعات و لمعات و رقايق و فروعى است كه سلسلهء اولياء و انبيا را تشكيل مىدهد . ائمهء معصومين ، معارف حقيقيّة و احكام الهيه را از مأخذى كه خاتم رسل اخذ مىنموده اخذ مىنمايند . اين مأخذ از براى پيغمبر بالاصاله و از براى ائمه عليهم السلام ، به تبع وجود خاتم انبياء است . به همين جهت ، اجماع شيعه بر آنست كه علم ائمه ، لدنى و وهبى است . ائمه بحسب ذات ، واجد جميع حقايق ، و علوم و معارف مربوط بحفظ احكام و بيان حقايق و تبليغ شريعت مىباشند . بر اين معنى ، احاديث متعددهاى از طرق عامه از حضرت رسول نقل شده است : حديث ثقلين و